| آخرین ارسال ها |
| نوار پیام ها |
|
مدیریت پیام ها |
| امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد |
| اطلاعات نویسنده |
پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ ۰۸:۵۳ قبل از ظهر
|
|||||
|
بانو
شماره عضویت :
70
حالت :
ارسال ها :
5195
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان :
580
دعوت شدگان :
2
اعتبار کاربر :
34701
پسند ها :
6794
تشکر شده : 6054
|
![]() ای عشق دستی به کرم به شانه ی ما نزدی بالی به هوای دانه ی ما نزدی دیر است دلم چشم به راهت دارد ای عشق ، سری به خانه ی ما نزدی ![]() بگذار بگویمت این دل به کدام واژه گویم چون شد کز پرده برون و پرده دیگر گون شد بگذار بگویمت که از ناگفتن این قافیه در دل رباعی خون شد ![]() از این نه از مهر ور نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است ، می دانی برادر دلم خون است ، از این می نویسم
یک رباعی
ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟
باز آی و قدم به روی چشمم بگذار می پسندم 0
|
|||||
|
|
|||||
| امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد |
|
|